...Loading...

پدر بزرگ
پيرمرد گفت: پسرم! حال پدربزرگت چطوره؟
پسر گفت: خيلي ممنون! حال پدربزرگ شما چطوره؟

اجراي دقيق
بازيگر سينما به كارگردان گفت: تو اين سكانس فيلمنامه نوشتيد كه من بايد برم توي دريا، در حالي كه من شنا بلد نيستم.
كارگردان گفت: بهتر، چون قراره توي همون سكانس غرق بشي.
 
ادعا
اولي: مرتيكه احمق به من مي‎گه الاغ، مي‎خوام ازش شكايت كنم.
دومي: اين كار رو نكن، چون ممكنه بتونه ادعاي خودش رو ثابت كنه.

دزد بي دليل
قاضي گفت: واسه چي كيف اين آقا رو زدي؟
دزد گفت: پس كيف كي رو مي‏زدم؟
قاضي گفت: تو اصلاً نبايد كيف بزني.
دزد گفت: پس چي بزنم؟ هرچي بزنم شما ايراد مي‏گيرين.

پانزده سال
زن فالگير گفت: پونزده سال بدبختي مي‎كشي.
مرد گفت: بعدش زندگيم خوب مي‏شه؟
زن فالگير گفت: نه، مي‏ميري.

رافائل
مرد ثروتمندي تابلوي «مسيح و مريم» را در موزه نگاه مي‏كرد. گفت: چرا تصوير حضرت مريم رو با لباس‏هاي پاره و شبيه فقرا كشيدن؟
راهنما گفت: چون حضرت مريم زن فقيري بود.
مرد ثروتمند پرسيد: پس از كجا پول آورد به رافائل داد كه تابلوشو بكشه؟
 

داشت غرق ميشد
يك قايق در حال حركت مردي رو در حال غرق شدن ديد. بهش نزديك شد. كسي كه توي قايق بود پرسيد: تو داري غرق مي‎شي؟
مرد سرشو بلند كرد و گفت: آره، چطور مگه؟ 

قارقار
در دوران جيره ‏بندي ارزاق كلاغ‏ها هر وقت كوپن صابون و پنير اعلام مي‏شد قارقار مي‏كردند.

سر و صدا
او رانندة بسيار بي‏دقت و بي‏نظمي بود، وقتي ماشين را خريد از هيچ جاي ماشين صدا در نمي‏آمد، جز ضبط ‏صوت آن. وقتي ماشین را فروخت همه جاي ماشين صدا مي‏داد جز ضبط‏صوت آن.
 
دارو
دكتر گفت: حال سه نفر بيماري كه ديشب براشون دارو تجويز كردم خوبه؟
پرستار گفت: نه دكتر؟ متأسفانه دو نفرشون فوت كردند، امّا سوّمي هر كاري كرديم حاضر نشد دوايي رو كه تجويز كرديد بخوره.

 
وظيفه
مريض: دكتر! دارم مي‏ميرم. تو رو خدا بكش و راحتم كن.
دكتر: من خودم وظيفه ‏ام رو مي‏دونم، لازم به يادآوري نيست.
 
آلزايمر سخت
مردي پيش دكتر رفت و گفت: دكترجون! خيلي فراموشكار شدم.
دكتر حواسش به حرف‏هاي بيمار نبود. سرش را بالا كرد و گفت:
- متوجه نشدم چي گفتيد؟
‏مرد گفت: من؟ من چيزي نگفتم.


معافيت
دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت:
- معاف، به دليل ضعف جسماني.
پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم.
دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني...
دستمال
مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟
زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم.
مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟
زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.
كيش
مرد: ديشب خواب ديدم رفتم كيش براي گردش، خيلي خوش گذشت.
زن: ديگه حق نداري تنهايي خواب ببيني.
وكالت
وكيل مدافع گفت: متأسفانه من نمي‏تونم هيچ كاري برات بكنم.
متهم به قتل گفت: بيا مردونگي كن، قبول كن كه تو اصغر رو كشتي، اون وقت من تبرئه مي‏شم.

تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه تركه مي‌خواد بره كربلا، سوار اتوبوسهاي امام حسين مي‌شه!

سه نفررشتي و تهراني و ترك داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادن و ميگفتن: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايي كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چي ميگفتي؟ تهرانيه يهو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان! ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چي ميگي؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران! آزادش ميكنن. به تركه ميگن تو چي ميگي؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد!

اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار، اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه تقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم، تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونه مادرم بودم، اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!

از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!

ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه!

لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا؟!
 

سال 52
غضنفر ادعا مي‏كرد كه خيلي آدم قدرتمندي است.
گفتند: مثلاً چي كار كردي؟
گفت: سال 52 دو نفر رو كتك زدم.
گفتند: اين كجاش عجيبه؟
گفت: آخه اون موقع دو نفر خيلي بود.
هشت تا
غضنفر از پسرش پرسيد: دو دو تا چند تا مي‏شه؟
پسر گفت: هشت تا.
غضنفر گفت: نه پسرم، دو دو تا مي‏شه چهار تا، فوق فوقش مي‏شه پنج تا، ولي هيچوقت هشت تا نمي‏شه.

پروانه
غضنفر با دختري به اسم «آهو» آشنا شد. بعد از دو ساعت حرف زدن به او گفت:
- غزال‏ خانم! شغل باباتون چيه؟
آهو گفت: اسم من غزال نيست، اسمم آهو هست.
غضنفر گفت: چه فرقي مي‏كنه، حيوان حيوانه.
جلال آل ‏احمد
جواد گفت: اين جلال آل ‏احمد كه هي ازش تعريف مي‏كنن فقط يه كتاب خوب نوشته، اونم بوف‏كوره.
يكي گفت: بوف‏كور مال صادق هدايته.
جواد گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره اونم صادق هدايت براش نوشته.

از بجه تهرونيه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فك ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!

تركه ميرسه به يه هيئت، از يكي جلو در ميپرسه: آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا، ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!

تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!

از بسيجيه ميپرسن: ميدوني خدا كيه؟ ميگه: نماينده ولي فقيه در كائنات!

علي آقا ميخواسته حال اكبرآقا رو بگيره، براش يك ريش‌تراش خداي آلماني كادو ميفرسته. خلاصه اكبر آقا كادو رو باز ميكنه، ريش تراش رو ميبينه، پاك ميخوره تو پرش.. ميگه من بايد حال اينو بگيرم. چند روز بعد علي آقا ميبينه براش يك كادو اومده از طرف اكبرآقا... باز ميكنه، ميبينه توش يك پِلِي اِسْتيِشنه!

سه تا ترك كه دير به قطار رسيده بودند، دنبال قطار دويدند. دو تا از آنها با زحمت سوار قطار شدند. آخري كه به قطار نرسيده بود، ايستاد و شروع كرد به خنديدن. از او پرسيدند: حالا كه از دوستانت عقب افتاده‌اي چرا مي‌خندي؟ او گفت: آخر من مسافر بودم و آنها براي بدرقه آمده بودند!

معلم ورزش: غلام،‌ چند رشته از ورزش دووميداني را نام ببر. غلام: پرتاب خط‌كش توسط معلم، فرار صدمتر از دست معلم، پرش طول از ديوار و در نهايت پرشه سه گام از محوطه مدرسه به بيرون مدرسه!

يه روز يه تركه خبر داغ مي‌شنوه، گوشش تاول مي‌زنه.

تركه خورد به جدول، حلش كرد.

لطيفه موزون: يه روز يه مرده، مي‌خوره به نرده!

يه روز يه تركه داشته رد مي‌شده،‌ يه نمره بهش ميدن قبول بشه!

خونه
مرد دوستش رو تو خيابون ديد كه صورتش كبود شده و پاش مي‏لنگه و روي گلوش خراش افتاده. با نگراني بهش گفت: چي شده عزيزم؟ بيا زودتر برسونمت خونه.

مرد گفت: لازم نيست، تازه دارم از اونجا مي‏آم.

گلدون قديمي
خدمتكاري كه براي تميز كردن خانه آمده بود يك گلدان قديمي چهارصد ساله را موقع تميز كردن به زمين انداخت و شكست. خانم خانه كه خيلي ناراحت شده بود، گفت: مي‏دوني اين گلدون مال چهارصد سال پيشه؟
خدمتكار گفت: خدا رو شكر! فكر كردم تازه خريدينش.
دير آمده بود
رئيس: واسه چي دير اومدي اداره؟
كارمند: آخه من ديشب ازدواج كردم.
رئيس: اشكال نداره، ولي ديگه تكرار نشه.

يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداري گرفتش!

يك روز يه تركه از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!

از سه تا ترك مي‌پرسند كه كي به دنيا آمديد؟ اولي مي‌گويد: در نيمه اول سال، دومي مي‌گويد: در نيمه دوم سال، سومي مي‌گويد: لابد منهم در وقت اضافه!

بيمار: آقاي دكتر، متاسفانه من همه چيز را خيلي سريع فراموش مي‌كنم. دكتر: اين مسئله از كي شروع شد جانم؟ بيمار: كدام مسئله آقاي دكتر؟!

يه روز يه تركه بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت!

معلم: حميد سه‌تا حيوان وحشي نام ببر. حميد: آقا اجازه، شير، پلنگ و بيژن، اينهم جاي گاز گرفتنش!

تركه باباشو مي‌كشه مي‌ره مرحله بعد!

تركه عينك آفتابي مي‌زنه. بچه‌اش مياد توي اتاق. به بچه‌اش مي‌گه: كجا بودي تا اين وقت شب...؟!

يه عربه يه تنه نخل گذاشته بود رو دوشش و ميرفت يكي بهش ميگه اينو كجا ميبري؟ عربه ميگه: اي گل براي دلبرم ميبرم!

به تركه ميگن با غضنفر جمله بساز، يارو رو دنبال مي كنه. ميگن: حالا چرا دنبالش مي‌كني؟ مي‌گه: آخه آدم با باباش هم جمله مي‌سازه؟!

يه روز يه تركه راديو پيام رو روشن مي‌كنه. راديو مي‌گه: مسير آزادي به امام حسين بسته است. تركه مي‌گه: بابا چرا قسم مي‌خوري، نميخواد، همه باور مي‌كنن!

يه روز يه پدر داشته دختر كوچولوي شيطونش رو نصيحت مي‌كرده. حرفهاش كه تموم مي‌شه مي‌گه كه ديگه بابا رو اذيت نمي‌كني كه... چون هر بار كار بد بكني يكي از موهاي من سفيد مي‌شه. دخترك شيطون حاضرجواب مي‌گه: حالا فهميدم چرا همه موهاي بابابزرگ سفيده!؟

 نوع مرگ
وكيل مدافع به دوستش كه دكتر بود رسيد و به شوخي بهش گفت: ببينم، بازهم مشتري‏هات رو به كشتن مي‏دي؟
دكتر گفت: آره، ولي نه بالاي دار.
 
دامپزشكي
زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست.
دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند مي‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار مي‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا مي‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس مي‏خوابم، تازه شب كه شوهرم مي‏آد بهم مي‏گه سلام سوسك سياه.
 
>

سرفه
بيمار گفت: دكتر! اينقدر گوشم سنگين شده كه صداي سرفة خودم رو هم نمي‏شنوم.
دكتر گفت: خب بلندتر سرفه كن.
 

چشم پزشك
بيمار: دكترجون! پاي راستم خيلي درد مي‏كنه.
دكتر: عزيزم، ولي من چشم پزشكم.
بيمار: اينو مي‏دونم، ولي دارين چشمم رو معاينه مي‏كنين پاتون روي پاي راستمه.
مداد
نجار با موتور داشت مي‏رفت كه تصادف كرد و زخمي شد و گوشش كنده شد. يك جراح گوش را پيوند زد و پس از يكماه وقتي باندها را باز كردند و نجار به گوشش نگاه كرد، گفت: اين گوش مال من نيست.
جراح پرسيد: چطور؟
نجار گفت: مال من روش يه مداد بود.
معاينه
مرد بسيار پرحرفي به دكتر پوست مراجعه كرد، امّا اينقدر حرف مي‏زد كه به دكتر اجازه نمي‏داد معاينه‏اش كند. بالاخره دكتر گفت: آقا لطفاً زبونتون رو در بيارين.
بيمار زبانش رو درآورد.
دكتر گفت: حالا در همين حال نگهش دارين تا من معاينه‏تون كنم.


تركه خيلي بدشانس بوده. وقتي مي‌ميره روحش ميره لاي پنكه!

يه تركه زنگ مي‌زنه 118 مي‌گه: آقا ببخشيد 110 چنده؟!

يه بار دو تا سوسك به هم مي‌رسند. يكي از اون يكي مي‌پرسه: ببينم تو اتاق شما هم دانشجو پيدا مي‌شه؟!

از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟

رفيق تركه بهش ميگه: غضنفر بيا بريم يك دست پينگ‌پنگ بزنيم... تركه ميگه: ول كن بابا، پينگ‌پنگ هم شد فوتبال؟!

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

تركه داشته تو بينهايت راه ميرفته، يهو از پشت يك صداي خفن بلند ميشنوه... برميگرده، ميبينه دو تا خط موازي خوردن بهم!

تركه ميره تو يك بار، به بارمَن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز. يارو يك آبجو براش ميريزه، تركه ميگه: به حساب من، يكي هم واسه همه مشتريها بريز! يارو يك دور هم واسه همه ملت ميريزه، تركه ميگه: يك دونه هم واسه خودت بريز. ملت همه كف ميكنن، كه عجب مرامي داره يارو. خلاصه آبجو رو ميخورن، باز تركه ميگه: يك آبجو بريز... بارمنه ميريزه براش... ميگه: يكي هم واسه همه مشتريا... آخرشم يكي هم واسه خودت بريز. به همين منوال 4-5 تا آبجو ميخورن و آخري تركه بلند ميشه تلو تلو خورون بره بيرون. بارمنه ميگه: كجا اخوي... پولش چي شد؟ تركه ميگه: ايلده من پول ندارم كه!! خلاصه ميگيرن تا نفس داره كتكش ميزنن و بعدم با لگد پرتش ميكنند بيرون. دو هفته بعد، باز تركه مياد تو بار، به بارمن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز... يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، يك آبجو براش ميريزه. تركه ميگه: يكي هم به حساب من واسه همه مشتريا بريز... باز بارمنه يكم چپ‌چپ نگاش ميكنه و واسه همه ملت يك آبجو ميريزه. بعد يك مدت از تركه ميپرسه: براي خودم نريزم؟! تركه ميگه: نه بابا... ايلده تو باز بد مستي ميكني، كتك كاري راه ميندازي!
 

عمل عاقلانه
مردي كه كتك خورده بود به افسر نگهبان گفت: اين آقا اوّل نيم ساعت به من فحش داد، بعداً شروع كرد به كتك زدن من.
افسر نگهبان از مردي كه كتك زده بود پرسيد: براي چي بعد از نيم ساعت فحاشي كتكش زدي؟
مرد گفت: چون هر چي بهش فحش دادم ناراحت نمي‏شد، منم كتكش زدم.
 

قهوه
من قهوه مي‏خورم اصلاً نمي‏تونم بخوابم.
من برعكس توام، وقتي مي‏خوابم اصلاً نمي‏تونم قهوه بخورم.
ترافيك
در وسط ترافيك شلوغ تهران زني كه سوار آژانس بود به راننده گفت: خسته شدم، نمي‏شه تندتر بريم؟
راننده گفت: چرا، ولي بايد پياده شيم كه بتونيم تندتر بريم.
ازدواج و طلاق
زن گفت: به نظر من با استفاده از عقل مي‏شه جلوي بسياري از موارد طلاق رو گرفت.
مرد گفت: و همچنين جلوي بسياري از ازدواج‏ها رو.
رژيم
- براي لاغر شدن چه راهي رو پيشنهاد مي‏كنيد؟
- بايد يك ساعت بدويد.
- بعد از غذا يا قبل از غذا؟
- هيچكدام، به جاي غذا.
 

مارمولكه ميره مشهد، ميشه مشمولك! چند وقت بعد بزرگ ميشه، ميشه مشمول... ميبرنش سربازي!

به يارو ميگن نظرت راجب آتروپات چيه؟ ميگه خوبه ولي يخمك خوشمزه تره!

يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم.

 يه تركه داشته آب جوش مي‌ريخته توي باغچه! وقتي مي‌گن چرا اين كارو مي‌كني مي‌گه: آخه چاي كاشتم!

 تركه عاشق ميشه، نوار خالي گوش ميكنه!

عربه داشته زن ميگرفته، ازش ميپرسن: جشن عروسيت رو كجا ميگيري؟ ميگه: تو يك مدرسه! ميگن: آخه چرا مدرسه؟! عربه ميگه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره!

از ترکه ميپرسن: پيغمبر کي به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم!

يارو تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!

 تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!

 از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم ‍! 2;واب هستن، چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!

تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته‌ها ب! 07; حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟!  بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه،  بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا،  بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كرة م! اه بازم ترك پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند!

تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

 تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

 تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

 تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

 تركه ميميره، باباش رضايت نميده!

 از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!

 لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم،  ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!

 تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي‌گرده!

 از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

 لره داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سو‍! 7;كها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!

 آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

آرشيو جوک همسفر را در اينجا ببينيد.

 ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

 به تركه ميگن: بچه كجائي؟  ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!

تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!

 آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!

 به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!

 تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نف! ;ر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

 دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: تُچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم!

 تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

 بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

يارو داشته واسه رفيقاش خالي ميبسته كه
آره اون روز رفته بودم شكار، يهو يك خرس وحشي ديدم،
زدم با يك تير كارشو ساختم.
وقتي خواستم ببرمش ديدم خيلي سنگينه،
يه رونش را كندم انداختم رو شونه‌ام،
بقيه‌اش رو گذاشتم براي لاشخورها.
ديگه داشتم برمي‌گشتم كه يه خرس گنده ديگه بهم حمله كرد،
اونم شكار كردم و يه رونش رو كندم و انداختم روي اون يكي شونم.
يهو تلفن زنگ ميزنه، يارو ميره تلفن رو جواب ميده،
وقتي برميگرده يادش رفته بوده داشته چي ميگفته.
به رفيقش ميگه: خوب كجا بودم؟
رفيقش ميگه: اونجا كه دوتا رون رو شونت بود.
يارو ميگه: آره داداش داشتم مي گفتم,
دوتا روناشو گذاشتم رو شونم و آقا آاااي كردم!!!

 از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!

 تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

 تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

 تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

سه تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌كنم. دومي مي‌گه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير 100 نفر رو مي‌كشم. سومي چيزي نمي‌گه و زل مي زنه به دريا و ساكت مي‌شينه. دوستاش ميگن: كا... چرا چيزي نمي‌گي؟ ميگه: تا حالا ديدي حضرت مهدي حرف بزنه؟!

سوسكه مي‌خواد خودكشي كنه، ميره كنار دم‌پايي مي‌خوابه!

به خرگوشه ميگن: تو چرا اينقدر هويج مي‌خوري؟ ميگه: هوينجوري...!

يه روز يه مرده پشت موتور گازي نشسته بوده و هي از يه بنز جلو مي‌زده... راننده بنز عصباني مي‌شه و ميزنه كنار و به موتوري مي‌گه: آقا تو چطور از من جلو ميزدي؟ مرده ميگه: ببخشيد... كش شلوارم به آينه بغل شما گير كرده بود!

يه روز يه تركه مي‌ره عروسي، به عروس شماره تلفن ميده!

يك آباداني رفت خون بده براي جبهه. ازش پرسيدند: چند سي‌سي خون مي‌خواهي بدي؟ آباداني يه نگاهي به اطراف كردن و گفت: من سي‌سي مي‌سي حاليم نيست. شيلنگ بزن وصل كن به جبهه!؟

به غضنفر ميگن: سه تا فوتباليست نام ببر. ميگه: علي دايي، كريم باقري، فرار مهدوي كيا!؟

تركه داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! تركه گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته!؟

يك كانديداي انتخابات رياست جمهوري آمريكا در نطق انتخاباتي‌اش گفت: ما همه با هم برابريم. رنگ پوست معيار خوبي براي جدا كردن آدمها نيست. همه مثل هم هستيم. چه سفيدهايي كه خوشگلند، چه سياه‌هاي بوگندو، چه زردپوست‌هاي كوتوله زردنبو، چه سرخ‌پوست‌هاي وحشي، هيچ‌كدام با هم فرق ندارند!

عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زن! گ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!

 ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!

 تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

 تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده &#! 1576;ا خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهار ! 5;ش به ما بده!

 پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!

 تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!

 تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

 يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره  سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ.  سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب  رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست.  برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!

از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره م! ;يگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

دزد مسلح جلوي مردي رو گرفت و اسلحه روي پيشوني‌اش گذاشت و گفت: هر چي پول داري بده وگرنه مغزتو داغون مي‌كنم. مرد گفت: پول نمي‌دهم. چون تو اين مملكت بدون مغز ميشه زندگي كرد، ولي بدون پول نمي‌شه.

عابر از يك تروريست پرسيد: آقا ساعت چنده؟ تروريست گفت: نمي‌دونم ولي اين ساختمون روبه‌رويي هر وقت بره روي هوا، ساعت هشت شبه!؟

تركه ميگيره پنجاه-شصت نفر رو تا دسته ترتيبشونو می ده، لت و پارشون ميكنه! ميبرنش كلانتري، افسره ازش ميپرسه: مرتيكه! اين چه گهي بود خوردي؟! تركه ميگه: جناب سروان، وظيفة شرعيم بود!! افسره شاكي ميشه، ميگيره تركه رو تا ميخوره ميزنه، بعد ميگه: مردك مادر به خطا! كجاي شرع گفته ملت بدبخت رو بگايي؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان، به خدا خودم تو رساله خوندم كه واسه هر يك روز كه روزه نگيري بايد 60 نفر رو سيــــــر بكني!!!


سر كلاس اول يه بچه پيله ميكنه به خانم معلم كه :خانوم ميشه انگشتمونو بكنيم توي نافتون.خانم معلم ميگه:پسرم بذار درس بدم بعد.خلاصه چند بار ديگه شاگرده هي سوال ميكنه
معلم كه مي بينه پسره خيلي پيله است ميگه: پسرم بعد كلاس من پيرهنمو ميدم بالا و تو انگشتتو بكن تو نافم.
خلاصه كلاس تموم ميشه و خانوم معلم راشو ميكشه كه بره.
پسره دادو قال ميكنه كه :شما قول دادين و از اين حرفا.
معلم كه ميبينه الانه كه آبروش بره, برميگرده و همينجوري كه داره به سقف كلاس نگاه ميكنه پيرنشو ميده بالا و ميگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.
بعد چند لحظه معلم ميگه: پسرم اونجا ناف نيست ها.....
پسره ميگه: اجازه خانوم اينم انگشت نيست..!!!!


رئيس ساعتش را گم كرد و آبدارچي را متهم به دزدي كرد، اما بعد از دو روز ساعت را پيدا كرد و از آبدارچي عذرخواهي كرد. آبدارچي گفت: اشكالي نداره! شما فكر مي‌كردين من دزد هستم، من هم فكر مي‌كردم شما شعور داريد، حالا معلوم شد هردومون اشتباه كرديم!

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

سوسكه بدمستي مي‌كنه ميره پيش دمپايي مي‌گه: بزن... دبزن... اگه جرات داري بزن...!

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه: خوش گذشت؟ عالي بود! خيلي كيف كردم! خوب حالا چقدر خرجت شد؟ ده هزار دلار! خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه: خوش گذشت؟ عالي بود! خيلي كيف كردم! خوب حالا چقدر خرجت شد؟ ده دلار! مگه ميشه؟ چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم، بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

ترکه با رشتيه دعواش مي‌شه. يه چک مي‌خوابونه زير گوشش! رشتيه هم غيرتي مي‌شه و مي‌گه: «يا پنج تن». بعد ترکه رو بلند مي‌کنه و مي‌کوبه زمين! ترکه پا مي‌شه و مي‌گه: اين خيلي نامرديه! ۶ نفر به يه نفر!

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

پسر: پدر، کی آنقدر بزرگ می‌شوم که هر کاری دلم خواست انجام دهم؟ پدر: نمی‌دانم پسرم، تا حالا کسی اينقدر عمر نکرده!

يه روز يه ترکه داشته خودش رو مي‌زده! بهش مي‌گن: چرا خودت رو مي‌زني؟ مي‌گه : شما دخالت نکنيد مساله خونوادگي‌يه!؟

يه روز دو تا ترک سوار يه تاکسي مي‌شن. به راننده مي‌گن که يه نوار بذار برامون. راننده هم ميگه که نوارها تو داشبورده. هر کدوم رو که مي‌خواهين خودتون بذارين. يکيشون شروع مي‌کنه به گشتن و خلاصه يه نوار ويديويي در مياره و فشار مي‌ده که بذارتش تو ضبط! رفيقش هم تا مي‌بينه مي‌‌زنه زير گوشش و مي‌گه: احمق! اين مال ضبط تريليه! تو مي‌خواي بذاريش تو ضبط پيکان!

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست. دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه! زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند مي‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار مي‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا مي‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس مي‏خوابم، تازه شب كه شوهرم مي‏آد بهم مي‏گه سلام سوسك سياه.

دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

مأمور سرشماري از زن پرسيد: چندتا بچه داري؟ زن گفت: چهار تا. پرسيد: چند سالشونه؟ زن گفت: هشت، هفت، شيش، پنج!!! مأمور پرسيد: شوهرت چيكاره است؟ زن گفت: از پنج سال پيش كه اينترنت خريده دائماً پاي اينترنته!

دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف، به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني...

دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي‌كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش  ميپرسه:  تيپ زدي،  با كسي قرار داري؟!  دومي ميگه:  نه ولك, با گ..  بعدي پرواز دارم!

ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين ي! ;ك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!

به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار! ; توضيح بدم چي شد!

سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاج! ;ان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي‌كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره: يك...دو...سه...چهار...پنج....  دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش &! #1585;ا در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج.....  دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!

وكيل مدافع گفت: متأسفانه من نمي‏تونم هيچ كاري برات بكنم. متهم به قتل گفت: بيا مردونگي كن، قبول كن كه تو اصغر رو كشتي، اون وقت من تبرئه مي‏شم.

به يه ترکه ميگن: دو دو تا! ميگه: هان؟ ميگن: بابا دودوتا! ميگه آهان...

يه عشق‌لاتي با رفيقش ميرن جاده چالوس. بعد از مدتي رفيق يارو مي‌خوابه. يارو عشق لاتيه، همينجور كه رانندگي مي‌كرده يهو مي‌زنه روي ترمز و مي‌بينه: اي دل غافل، ترمز بي ترمز...! خلاصه هر كاري كه مي‌كنه مي‌بينه نميتونه ماشينو نگه داره. سرشو كه بلند مي‌كنه مي‌بينه يه تريلي هم از روبرو پيچيد و داره مياد... ميزنه رو پاي رفيقش و ميگه: «اصغر... پاشو تصادفو حال كن...!»

يه اسب زنگ مي‌زنه سيرك. تلفنچي مي‌گه: بله... بفرماييد.... اسبه مي‌گه: با مدير سيرك كار داشتم. تلفنچي تلفن رو وصل مي‌كنه به مدير سيرك. مدير سيرك ميگه: بفرماييد. اسبه ميگه: من كار ميخوام. مدير سيرك مي‌گه: چي كار بلدي؟ اسبه ميگه: بلدم روي پاهام بلند شوم... دنده عقب برم... از روي مانع بپرم و... مدير سيرك مي‌پره توي حرف اسبه و ميگه: نه بابا... كار درست و حسابي و جديد چي بلدي؟ يه دفعه اسبه شاكي مي‌شه مي‌گه: الاق... دارم حرف مي‌زنم....!؟

بچه تخسه رو تو پژو ابوي ميگيرن، برادر مخلص بسيجي(!) ميپرسه: اين خانوم كه باهاته، صيغه‌ست يا عقدي؟ پسره ميگه:  جنده‌ست، نقدي!!
 

فرق قانون سوم نيوتون با زن چيه؟ ‍‍‌قانون سوم نيوتون: اول كنش، بعد واكنش. اما زن: اول واكنش، بعد بكنش!!!

تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

سوسک !

 یه روز یه سوسکه میخواسته خودکشی کنه ...میره کنار دمپایی می خوابه

يك دليل
زن و شوهر با هم دعوا مي‏كردند. شوهر گفت:
- من فقط به خاطر اينكه بابات پولدار بود باهات ازدواج كردم.
زن گفت: باز تو يه دليلي داشتي، من بدبخت چي؟
 
نبوغ
رئيس دستور داد تمام اسناد و مدارك قديمي رو به علت نداشتن جاي كافي از بين ببرند، اما رئيس بايگاني گفت:
- قربان، اين اسناد خيلي مهمه.
رئيس فكري كرد و گفت: مهم نيست، مي‏تونيد از هم‏شون كپي بگيرين و اونا رو نگه دارين.
تلفن
پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد:
- كي بود؟
دختر گفت: شماره رو عوضي گرفته بود.
 
مزه
مي‏دوني! آشپزيت از قبل خيلي بهتر شده، قبلاً غذاهات هميشه بدمزه بود اما مدتي است پيشرفت كردي و غذاهات بي‏مزه شده.
تايتانيك
از غضنفر پرسيدن: فيلم تايتانيك رو ديدي؟
گفت: آره، ولي نفهميدم تايتانيك پسره بود يا دختره؟

عيد كجا مي‏ري؟
يكي از غضنفر پرسيد: عيد كجا مي‏ري؟
گفت: اگر امام رضا بطلبه مي‏رم شمال.

تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

آرشيو جوک همسفر را در اينجا ببينيد.

تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميش! 07; بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره مي! 03;نه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!

تركه ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

يه روز يه مار، اند افسردگي بوده... سرشو انداخته بوده پايين و داشته ميرفته كه يكي بهش ميگه: كجا ميري؟ ميگه: دست رو دلم نزار كه خونه... دارم ميرم خودمو بكشم...! يارو ميگه: چرا؟ مگه چي شده؟ ماره ميگه: داستانش طولانيه.... 5 سال از اين راهي كه ميرفتم سر كار، وقتي به اينجا مي‌رسيدم، توي اون زمين چمن رو كه نگاه مي‌كردم، مي‌ديدم يه مار خوشگل و خوش هيكل، خوابيده توي چمنهاي اونجا و داره آفتاب مي‌گيره. من عاشق اون ماره بودم تا اينكه امروز بعد از 5 سال به خودم جرات دادم و گفتم برم باهاش آشنا شوم. وقتي رفتم جلو و صداش كردم ديدم كه شيلنگه!

يه مادر و دختر بودند كه مادره باسن خيلي بزرگي داشته و دخترش هم سينه‌هاي خيلي كوچيكي. يه روز ميرن پيش جراح پلاستيك و جراح پيشنهاد ميده كه از باسن مادر تكه‌اي برداشته و به سينه دختره اضافه كنند. دكتر به مادر گفت: اين كار سه فايده داره. اول اينكه باسن شما كوچيك مي‌شه! دوم اينكه پستان دخترتان بزرگ مي‌شه! سوم اينكه داماد شما هميشه از كون مادرزنش مي‌خوره!

تو تبريز يه مار 90 متري پيدا كردن. براي تشخيص نوع مار، فرستادن آزمايشگاه. بعد از دو هفته آزمايشگاه جواب داد: 90 متر شيلنگ آب ايراني!

يه روز يه گوسفند پشت يه تركه ميگه: بععععع.... تركه بر مي‌گرده و ميگه: بـــــــــــــــه.... سلام!

يه روز يه تركه مي‌بينه وسط ميدون يه چيزي ريخته. ميره يه انگشت ميزنه و ميزاره توي دهنش و مي‌گه: مزه قورمه‌سبزي كه نمي‌ده... يه انگشت ديگه مي‌زنه: مزه خورشت قيمه هم كه نمي‌ده... دوباره يه انگشت ديگه مي‌زنه: مزه كوفته هم كه نمي‌ده... خلاصه، نصف قضيه رو هي انگشت، انگشت ميخوره و يه دفعه ميگه: اه اه اه... اينكه عن بود... خوب شد كفشم رو روش نزاشتم!

از يه تركه ميپرسن: چرا تركها به «ق» ميگن «گ»؟ تركه مي‌گه: اون گبلن گبلن‌ها، گديم گديما ميگفتيم، حالا ديگه نمي‌گيم!

يه زن به شوهرش ميگه: اگه ميخواي كه براي تولدم يه كادو بخري، يه چيزي بخر كه به پالتو پوستم بخوره! مرد ميگه: از قبل فكر اونو كردم! زنه ميگه: چي خريدي؟ مرد ميگه: نفتالين!

به ترکه ميگن:خاصيت نوشابه را بگو. ميگه: آب دارد گاز دارد ولی متاسفانه تلفن ندارد!

تركه گوشش درد ميكرده، ميره گوششو ميكشه! رفيقش بهش ميگه: بابا ديوونه، چرا دادي گوشتو كشيدن؟! تركه ميگه: آخه خيلي درد ميكرد! رفيقش ميگه: خب كس‌خل ميدادي مثل من پرش ميكردن!

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!

يك گنجيشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده، يهو از دور يك عقاب ميبينه. ميره جلو، بالهاشو باز ميكنه، ميگه: هو ولك! بالها رو حال مي‌كني؟! عقابه ميگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجيشكه ميگه: نه جون ولك، نيگاه كن هيبت بال رو، رنگ پر رو، حال ميكني؟! عقابه ميگه: برو بچه به بازيت برس... من بهت اشاره كنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره، ميگه: ههه! ولك پرهاي من بريزه؟! نظاره كن قطر بال رو... صفا كن! عقابه شاكي ميشه، يك تلنگر ميزنه به گنجيشكه، يارو همه پرهاش ميريزه، تعادلشو از دست ميده، سقوط ميكنه. همونجور كه داشته لخت مادرزاد ميافتاده پايين، داد ميزنه: هوو ولك!... حال ميكني هيكل رو؟!

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من دچار فراموشي شدم. دكتره ميپرسه: چند وقته؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: چي چند وقته؟!

اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به راننده ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!

لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!

پرگاره بدمستي ميكنه، مستطيل ميكشه!

تركه مي‌افته تو دره، Game Over ميشه!

تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه ميبينه دارن يك جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لااله‌الا‌الله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم؟!

تركه ميخوره زمين،... هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!

تركه ميزنه به جدول، ميشينه حلش ميكنه!

تركه ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه: ايلده باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن!

زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچه‌ت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!

سوسكه به خودش نارنجك ميبنده، ميره زير دمپايي!

از رشتيه ميپرسن: ممد آقا، بچه كجايي؟ ميگه: خودم بچه رشتم، ولي بابام بازار مشترك بوده!

يارو تهرونيه ميره مشهد حرم امام رضا، يك نامه بلند بالا هم مينويسه كه آره امام رضا جون، پنج ميليون پول ميخوام، يك ماشين ميخوام، يك زن رديف ميخوام و خلاصه يك صفحه پر ميكنه، زيرشم مينويسه: يا امام رضا، اگه اينا رو نميدي، بزن مارو بكش راحتمون كن. خلاصه نامه رو ميندازه تو، بعد يك دقيقه نگاه ميكنه به آسمون، ميبينه يكي از گلدسته‌ها داره ميافته روش! بدبخت پشماش ميريزه و خودشو پرت ميكنه يك طرف و خلاصه با هزار بدبختي جاخالي ميده. بعد كه خطر رفع شد بلند ميشه داد ميزنه: جسارته يا امام رضا، بگمونم نامه رو پشت و رو گرفتي!

آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچه‌ها... قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان... بچه‌ها!

به تركه مي‌گن: بچه كجايي؟ مي‌گه: بچه USA! مي‌گن: يعني چي؟ مي‌گه: يونجه‌زارهاي سرسبز اردبيل!

يه روز تركه با برو بچه‌ها ميرن کافي شاپ (امان از دوستاي ناباب) اولي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه کوکاکولا! دومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه پارسيکولا! سومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه پپسيکولا! تركه هم براي اينکه کم نياره محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه دراکولا!

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

تركه  با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن!... البته از خنده!72- تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداخته!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

زنِ تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

بعد از سالها جعبة سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، آخه اين همه نارجك و كوفت و زهرمار بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه! ;،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

تركه خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!

تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

 يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپي! 603;ينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم.  باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم ! 607;واپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيد افتر مي!  اَشهداَن‌لااله‌الله!...

تركه ميره مسابقه. بهش ميگن: اون كدوم پيغمبر بود كه كشتي داشت؟ تركه يه كمي فكر مي‌كنه و مي‌بينه عقلش به هيچ‌كجا قد نمي‌ده. مي‌گه: بابا ايلده يه كم كمك كنين. مجري مسابقه هم مياد يه حال اساسي به تركه بده و كلي راهنماييش كنه و مي‌گه: بابا جون اون پيغمبري كه يه كشتي داشت، تموم حيوونا رو هم سوار كرد، فيلمش رو هم تلويزيون نشون داده... يك دفعه تركه مي‌گه: آهان فهميدم... حضرت يوگي و دوستان!

به تركه مي‌گن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه مي‌گه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!

تركه اومده بود زنشو طلاق بده. بهش گفتند چرا؟ گفت: به خدا از دست اين زن خسته شدم! از همون روز اول، هرچی‌ جلو دستش بود پرت ميچرد به من! بهش گفتند: پس چرا بعد از اين همه سال، الان اومدی طلاقش بدی؟ تركه گفت: آخه كپی اوغلی تازگيها نشونه جيری‌اش بهتر از گبل شده!

يه يارو زنگ زد هواشناسی گفت: آقا دستتون درد نکنه... ديروز هوا خيلی خوب بود

ترکه دل درد داشت رفت دکتر. دکتر يه ظرف کوچيک بهش داد و گفت: فردا تو اين مدفوعت رو بريز بيار. ترکه فرداش با يه سطل پر عن رفت پيش دکتر...! دکتر گفت اين چيه...؟ چرا اينقدر زياد...؟ گفت: آقای دکتر، گفتم شايد تعارف ميکنی!

يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه!

به يه تركه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: اين چيه؟ طرف کلي فکر کرد و گفت: شطرنج گردالي!

به يه تركه ميگن :‌ راسته شما به خر ميگين داداش؟ ميگه آره داداش!

يه روز از يه شيرازي ميپرسن که راسته که شيرازي‌ها حرف دومشون هميشه فحشه؟ شيرازيه ميگه: کدوم بي‌شرفي اين حرف رو زده!

ترکها به نون باگت ميگن: تهاجم فرهنگي!

يه روز يه ترکه ميخواسته تو جمع فارسها جوک بگه. تا شروع ميکنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن: ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه: خيلي خوب يه روز يه تهرونيه... باز همه ميگن: ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه: باشه بابا... يه روز يه ترکه... همه ميگن: خب خب؟ ميگه: يه روز يه ترکه مي‌افته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!

ميگن از منيجر شرکت لوتوس پرسيدند که: اگر يک روز با يک اسلحه وارد اتاقي بشي که توش صدام، هيتلر و بيل گيتس باشن و تو هم 2 تا گلوله بيشتر نداشته باشي کدوم ها رو با گلوله ميزني؟ ميگه دو تا گلوله رو ميزنم به بيل گيتس که خيالم راحت بشه.

يه روزداوود برره با ياسمن گل بانو نشسته بوده كه به ياسمن ميگه: ياسمن گلبانو... شما كرست (سوتين) نپوشيده؟ ياسمن ميگه: از كجا فهميدي آقا داوود...؟ داوود ميگه آخه پستونات لللقققققق وزنه!

مزاحمه زنگ ميزنه خونه يه تركه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بكنيدش تو كونتون! تركه شاكي ميشه و قطع ميكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ تركه مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: پس لطفا درش بيارين!

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌كنه؟  تركه ميگه: بخاريِ! ; خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي ا&! #1601;راد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!

لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا همه خوابن!

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته مير! ;فته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترك&! #1607; هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!

به تركه ميگن چرا ترك شدي؟!‌ ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه!‌ ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!

تركه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله. تركه ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين!

عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ... محصولي از كون مرغ

يه نفر يه دوستش كه ترك بوده يه سي‌دي سوپر ميده و ميگه: امشب برو تا صبح با اين سي‌دي حال كن! فرداش تركه رو ميبينه ازش ميپرسه: چطور بود؟ تركه ميگه: خوب بود ولي ايلده سوراخش خيلي تنگ و تيز بود!

يه روز متخصص کامپيوتر مي‌افته تو آب ميگه: اف 1، اف 1!

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش و ميگه: سلام... ببخشيد من لهجه دارم... دختره ميگه: آره! تركه مي‌گه:‌ پس قطع مي‌كنم دوباره مي‌گيرم!

 

What do you do if your dishwasher breaks down? ****You slap her around a couple of times.


Subject: sasan
From: tehran
 

yek rooz ye sarbaz raft tooye padeghan didke hameye sarbazha saf keshidan va didke ye boshkeh anjast ke soorakh dard va hammeye sarbazha be nobat (...) dakhel aan miconand va... sarbaz ham hamin kar ra kard vaghti khast beravad ye sarbaz ghoft to nafar akhary nobate toeke bery too boshke.


Subject: sasan
From: tehran
 

zane rashti yek rooz ye rashtie dar khaneh bood ke zanash beo ghoft in che vazeie chera braye man kafsh nemikhary rasti ghoft: khanoom jan to ke hamisheh lenghat havast kafsh mikhai chkar.


Subject: ...Park...
From: Samithche, Heidelberg
 

Be torke migan: boror in autobus ro park kon. torke ham mireh toush derakht mikareh.


Subject: Rashti
From: Nika
 

There was a Rashtee and his son who owned a store in Rasht. One day, the store catches fire and unfortunately, the father burns in the fire.. So the son puts a note on the store's door reading "bekha'tereh PEDARSUKHTEGEE maqa'zeh yek hafteh basteh miba'shad."


Subject: enghelab
From: Modji
 

Yek rouz yek kechvari enghelab mikonad, va 100 saal beh aghab bar migardad...


Subject: ...Zelaeleh...
From: Samitche, Germany
 

Baad az zelzeleh akhari dar Rasht, yeki mireseh be oun yeki va migeh: "Akbar agha tche khabar?" Akbar ham migeh: "Valah hitchi, divar ro khanoum nioftadeh bood ke oftad".


Subject: ...Khar-e-tork...
From: Samitche, Alman
 

Yek rouz yek Farseh mireh bazar va yek khar mikhareh. baad az 10 rouz khareh hesabi laghar misheh tchon hitchi nemikhordeh! rouz-e yazdahom Farseh khararo bar midareh va mireh bazar va be torkeh migeh: In tche kharieh be ma dadi? na ab mikhoreh va na jo!" Torkeh ham migeh: "tchara namikhoreh? shoma balad nisti! man migam shoma bebin!" baad ro mikoneh be khareh va migeh:" Ishak Gal!(be torki yani khreh bia!), Sou ich(yani ab bokhor), jo ich( Yani jo bokhor)" khareh ham shorou mikoneh be khordan. Farseh ta ino mibineh yekdafeh migeh ke "digeh ghaire momkeneh ke in khararo bebaram!" Torkeh ba taajob migeh "tchera, magar tchi shodeh?", Farseh ham migeh: "ma tork-e khar dideh boudim, vali khar-e tork nadideh boudim".


Subject: zaneh bad
From: ali
 

one day the husband says to his wife: honey i am going away to a trip take care of yourself. the wife says ok. after the man leaves the wife tells his son to go and tell the GHASAB booshi booshi. after an hour the GHASAB comes and the his is getting ready to do his job! suddenly the husband knocks on the door. the wife sends the man into the TAVILEH. she finds out that the trip is canceled . After a while the husband goes to check if the cows are pregnant! in the TAVILEH he puts his hand into the cows vagina and the unlucky GHASAB gets clicked!!!!! after a while the wife tells the kid to do his regular booshi. the kid goes to the GHASAB and says booshi booshi. THE GHASAB SAYS ANGRYLY :"BRO BACHEH HANOOZ BABAT HAVASEH KOON KARDEH FERESTADI DONBALEH MAN!!!!!


Subject: parcham e iran
From: Pedram -Canada
 

yek roz yek torke mireh to yek magaze ta yek parcham e IRAN bakhare. magaze dar azash miporse : mitonam komaketon bekonam? torke migeh: as in parcham range dige nadarin?


Subject: Iran
From: Pedram-Canada
 

Ayatollah Malakooty goft : IRAN esme zane, esme IRAN ra bayad awaz konim bezarim NARIMAN, porsidand chera? goft : braye inke ham nare va ham iman dare.


Subject: Gohi shodim
From: Pedram-Canada
 

torke neshaste boode, yek dafe yek magas mishine roo dastesh, torkemige: ma ham vase khodemoon gohy shodim ha


Subject: saate 7
From: Pedram-Canada
 

torke be dooste dokhtaresh mige emshab saate 7 bia khoonamoon, hishky khoone nist. dokhtare saate 7 mire , harchy dar mizane mibinehkeh kasy daro baz nemikone .


Subject:
From: Pedram-Canada
 

(22) torke mire tehran va har kari mikone nemitone doktar boland kone, blakare mire pishe yek pesar tehrani va azash miporse: aga shome tehroni ha chetory doktar boland mikonin? pesar tehroni mige: as doktare miporsi , ta hala navare Mickel Jacson ro gosh kardi, on ham mige na , bad mibarish kone va navare Mickel Jacson ro barash migzary va bad kareto bahash mikoni, torke mige han fahmidam. fardash mire to kiabon va be avalin doktary ka mirese mige. kanoom shoma navare Mickel Jakson ro gosh kardin? doktare mige: bale. torke mige : shons avardi vagarna konet pare bod.


Subject: Hooloo
From: Pedram-Canada
 

be torke migan 3 ta miveh begoo ke ba KH shoroo beshe, mige: khiar, kharboze, khadijeh behesh migan khadige ke mive nist. mige: oony ke man mishnasam hoolooe


Subject: jomleh besaz
From: shideh
 

beh torkeh migan yek jomleh ba "setiz" besaz migeh "the mobile set is off"


Subject: havas-parti
From: funny
 

seta zan boodan havas-parti dashtan, avaly mige: man sob ke miche dare-h yakhchal ro baz mikonam nemidonam mikham cheezy toosh bezaram ya cheezy bardaram! dovomy mige: bah in ke cheezy nist; man sobe ke miche dare-h khona-ro baz mikonam ,nemidonam mikham beram bee-roon ya biam too! sevomi mige: bah ina ke khoobeh. man sobe ke as khab boland misham me-binam paham havast; nemidonam dadam ya mikham bedam!?


Subject: cinehmoh
From: fruti
 

yeh rouzee, yeh nohmzad meereh cinehmoh, pehsahreh az dohktareh mepohrseh, een seneh-hoh mohlen keyeh, dohktarreh megeh mohleh toh, bad, pessareh dast memohleh roueh nofeh dohktareh, ow mepohrseh, een mohleh keyeh, dohktarreh megeh mohleh toh, bad pehsarreh dast memohleh beh koseh dohktarreh va megeh, een mohlen keyeh, dohktarreh jahvohb nehmedeh, pehsarreh dobohreh mepohrseh, va dohktarreh dought borreh javohb nemedeh, ohkahr, pessareh ahsahbohnee mesheh, va dohd mezannneh, een kos mohleh keyeh, yeh pehsahree pohsht sarrehshoon nehshateh boud, va meegeh, ohgoh, cherohgohrow vohz kohn, yeh kos paydoh showdeh!!!!!!!!!!!! :) :) :)


Subject: JOMLE BA AB
From: ALIREZA
 

be torke migan ba "AB" jomle besaz mige "KHAHARETO.....M" behesh migan pas abesh ko? migeh: ono boro az khaharet bepors.


Subject: NIKE
From: ALIREZA
 

to iran tablighe NIKE ro mikonan ,to rozname minevisan"FAGHAD BOKONID"


Subject: in the taxi
From: Alireza
 

yeh bar yeh bachehe ba mamanesh savare taxi mishan badesh to cheragh ghermez yeh khare baghale taxi istade bode va chizesh boland shode bode bachehe az mamanesh miporse : maman maman in chie? mamanesh migeh :chizi nist pesaram. badesh ranande taxi bar migarde be zane migeh : MASHALAH KHANOM AJAB ESHTEHAI IN CHIZI NIST??{:-}


Subject: lis zadan
From: saeid
 

ye mardi az zanash shak dast,on midid shabha ke be khone miad otaq khab be ham khorde,moqe khab ye tighi gozasht to kose zanash,va be khab raft,, farda sobh be kar raft,,shab ke be khane amad did se(3) nafar az dare khaneash biron mian , yeki yeki onaro emtehan kard shortashon ro kashid paiin,, did ke sare kir avali khon amade oo ro hesabi kotak zad ,dovomi ham did ke sare kirash khon amade oo ro ham kotak zad ,, belakhare be sevomi ke rasid did ke sar kirash khon naiamade be oo goft: to chekar mikardi , goft:man dashtam lhis mizadam (zabanash)

 

saeid kh az qatar tel:412401 e-mail:saeidkhalili@hotmail.com

eyj eyjt ejtyety


Subject: SASAN
From: TEHRAN
 

GHAZVINI VA BACHEH YE ROOZ YE GHAZVINIE YE BACHEH RO BA AADAMS GHOOL MIZANEH VA MIBAREH TOYE KHARABEH VA DAR HALE ANJAM KARESH BOODEH KE MIBINEH BACHEH JAYE GHERYEH DAREH KHAK BAZI MIKONEH GHAZVINIE YE DAFE BOLAND MISHEH, BACHE MIGHEH CHERA NEMIKONI? GHAZVINI MIGHEH: BORO BABA TO ASLAN DEL BE KAR NEMIDI.


Subject: lis zadan
From: saeid
 

ye roz ye mardi mibine ke zanesh ba mardha rabete dare ,, ye fekri be saresh mirase,,nesfe shab ye tighi megzare to kose zanash,farda sob be kar mire shab ke be khane miad mibine ke seta(3) mard az khonash biron miad ,, joloe ana migire va yekiyeki negahe kire ona mikone , mibine ke sare kire avali hkon omade , ono kotak mizane ,dowomi ham haminjor, va vaqti be sevomi mirase mibine ke sare kirash khon niamade ,az oo miporse ke to chekar mikardi mige :man dashtam lis mizadam.... az qatar saeid e-mail:saeidkhalili@hotmail.com


Subject: turke   khar....
From: saeid
 

ye roz ye turke mire magaze va mige sabzi darin ,, saheb magaze ta ono mibine mige :to turki ,turke mige :az kodja fahmidi,saheb magaze mige:az harf zadanet,turke bad mire kelase farsi va zabane farsiash khyli khob mishe,,bad az chand sal mire haman magaze va ba zabane farsi mige :bebakhshid sabzi darin, marde magazedar behesh mige: shoma turk hastid, turke taajob mikone mige shoma az koja fahmidin ke man turke hastam? magazedar mige :inja shish mahe ke qasabi shodeh???????????


Subject: turke   khar....
From: saeid
 

ye roz ye turke mire magaze va mige sabzi darin ,, saheb magaze ta ono mibine mige :to turki ,turke mige :az kodja fahmidi,saheb magaze mige:az harf zadanet,turke bad mire kelase farsi va zabane farsiash khyli khob mishe,,bad az chand sal mire haman magaze va ba zabane farsi mige :bebakhshid sabzi darin, marde magazedar behesh mige: shoma turk hastid, turke taajob mikone mige shoma az koja fahmidin ke man turke hastam? magazedar mige :inja shish mahe ke qasabi shodeh???????????

 

my e-mail:saeidkhalili@hotmail.com


Subject: rashtiha...
From: saeid,qatar
 

kalemate farsi be rashti dampaii=nafarbar takhtekhab=mazandaran shisheh=man onvarash peida aineh=man darash peida


Subject: moama???
From: saeid
 

do you know answer for this moama's?

1)an chist ke anra ba tof rast mikoni,va dar ye sorakh foro mibari??? 2)an chist ke akhare harfash re(r)ast va har vaqt bozorg shod ab(water) az an chekeh mikonad??? 3)an chist ke akhare harfash re(r) ast va har che bozorgtar bashad behtar ast???

1)nakh dar sorakhe sozan foro kardan 2)chatry 3)omr(old)


Subject: sasan
From: tehran
 

turke ye nafar ye tork ra dar hale car did va ghoft khasteh nabashid! torke:be (k...ram)ke khasteh nabasham


Subject: LIS ZADAN
From: SAEID,QATAR
 

YE ROZ MARDY AZ ZANASH SHAK DASHT KE AIA BA KASANI GHEIR AZ KHODASH RABETEH DARE YA NA, YE SHAB MOQEE KHAB YE TIGHI GOZASHT TO KOSE ZANASHVA BE KHAB RAFT,FARDA SOBH BE CAR RAFT ,VA HSAB KE BE KHANH AMAD,DID KE SE(3) NAFAR AZ KHONEAHS BIRON OMADAN, NAFAR AVAL RA GEREFT VA SHORT OO RA KASHID PAIIN VADID KE SARE KIRASH KHON AMADEH,DOVOMI HAM BE HAMIN TARTIB ,BESEVOMI KE RASID DID KE SARE KIRE OO KHON NAIAMADE, AZ OO PORSID SHOMA DAR KHANE MAN CHECAR MIKARDI? JAVAB DAD MAN DASHTAM LIIIIIIS MIZADAM!!!!


Subject: Turke in Airport
From: Farrokh
 

Yek Turn miad America tu Airport va mamur gomrok chamdanesh ra migashteh va "Vajebi" mibineh. Mamur migeh What is this ? Turke migeh "This is necessary". Yeh meghdar tu chamdan ra bishtar migardeh va mibineh yek ghorse Viagra hasr. Mamur miporse What is this ? Turke migeh "This is mandatory!!!".


Subject: torke
From: mamoshi
 

BE TORKE MIGAN BA ZANGIR VA ANGIR YE JOMLE BESAZ. MIGE AKE POUL DASHTE BASHEI ZAN GIRET MIYAD,AKE POUL NADASHTE BASHEI AN GIRET MIYAD.


Subject: turk
From: mamoshi
 

turke ba douste amricaeish mire biroun az on miporse ke behtarin nua sex to shahre shoma chei hast.on mike behtarin nua sex to shahre ma 69 hast.turke mire to fekre ke chera in soual ra kardam ake on az man bepours man chei begam.bad az chand lahze doustesh az un hamoun soual ra mikone.turke fekre mikoneh va mike 72.amricaei mike in che jureshe dike.turke mike in hamoun 69 shoma hast valy ma 3ta ankusht mikonim to kone khanoum.


Subject: poost-e-moze
From: payk
 

Ye rashti poost-e-moze -o- khord va goft,"ajab haste-ye gondei dasht".


Subject: Ghazviniyeh
From: Pouyan
 

Ye Ghazviniyeh diplom migireh yeho az dastesh miyofteh, baghal dastish migeh varesh dar digeh mige velesh kon eyb nadareh az avval meekhoonam


Subject: ...Akbar Agha...
From: Samitche
 

Ye torkeh mireseh be ye torke digeh va migeh: Fahmidi Akbar Agha mord! ounyeki ham migeh: Eh!!!! Oun ke dimplome dasht!


Subject: Rashtiee
From: Pejman&Amir
 

Ye rouz az yek rashtie mieporsand 3 mar esm bebar.migeh"mareh AFYEE,mareh BUAH ya MAREH...MULAK"


Subject: sarma nakhore
From: parviz TEHRAN
 

RASHTI MIAD KHONE MIBINE YEKI LOKHT RO TAKHT PAHLOYE ZANESH KHABIDEH. ASABANI MIGE EIN KIYE ZANESH MIGE EIN HAMONE KE POOLE AB O BARGH O SHAHRIEH BACHE HARO MIDE.MIGE PAS YE PATO ROSH BEKESH KE SARMA NAKHORE.


Subject: BACHE RABBI
From: MAMOSHI
 

YE BAR AZ YE BACHE RABBI MIPORSAN KE 2+2=? BACHE RABBI YE FEKRI MIKONE MIKE: MIKHAY BEFROUSHI YA BEKHARIE.


Subject: moo
From: iran
 

az yek torkeh miporsan chera moye sar zood sefid misheh vali moye ?dirtar? javab mideh choon moye sar fekr mikoneh vali moyeh onja keaf mikoneh>>>>


Subject: KISHMISH
From: Samy
 

Be torke migan ba "KISHMISH" yek jomleh besaz. Torkeh migeh"Man pesar amooyeh ali hastam to kishmishy?"


Subject: mikh
From: arash &zohre(uae)
 

yeroozi marde mire maghaze az yaroo miporse.. agha be bakhshid 1million ta mikh dari... maghaze dar:na azize man 1million ta mikh koja bodd!!!!! farda marde miporse agha bebakhshid 1million ta mikh dari dobare marde mige na dobare yaroo mire pish mikhfooroosh miporse agha bebakhshid mikh dari? marde mige na!!!!! maghazedare ba khodesh mige in yaroo harooz miyad az man 1million ta mikh mikhad pass yaroo mire harchi dare mifroosh va 1million ta mikh ro mikhare ... farda yaro dobare miyad pish marde miporse agha bebakhshid 1million ta mikh dari?????? marde ba khoshhali mige bale agha, 1million ta mikh darimm marde divvone mige oooovva cheghadar mikh dari!!!!!!!:)


Subject: koon dadan
From:
 

there was an ass giving contest and well the crowed around it made it so loud that the whole neighbor hood noticed and came to watch well there were all together 4 contestants and well teh first one cam up bragging about himself saying yeah im an experts at koon dadan he comes up and loweres his pants and sticks his hand in it the crowed cheers hom on his ass sucked up the hand the seccond guy comes up with a bottle in hand crowed sees the bottle and thinks to them selves that yeah this guy will stick the bottle what a guy they think so he comes up a few shoves here and there and a few mones well believe it or not the bottle goes in the third guy comes with a watter mellong and everyone is shocked that this guy he will stick a water mellon up his ass so he puts it down sits on it and believe it or not it goes in the crowed is shoked and cheers him on then finaly the third and final guy comes up with nothing in hand and has nothing just him self he goes in the middle loweres down his pants and bends over he yells in the microphone says " ABAS AGHA PEYKANRO ROSHAN KON"


Subject: TURKISH PASDAR
From: KNOWLEDGABLE
 

A TRUE STORY: i WAS DRIVING TO GO TO TABRIZ A FEW MONTHS AFTER THE REVOLUTION. A TURK PASDAR STOPPED OUR CAR AND SAID TO US: CARD SHENASAI DARY NESHON BEDEH. NADARI BORO!


Subject: Jomle sazyeh Turk
From: Mojgan
 

They ask a Turk to make a sentence with EBADAT..he says..don't worry about that.


Subject: Jomle sazyeh Turk
From: Mojgan
 

They ask a Turk to make a sentence with EBADAT..he says..don't worry about that.


Subject: zangit and Angir
From: Mojgan
 

They asked a Turk to make a sentence with ZANJIR and ANJIR ..turk says if you are lucky zan Jiret miyad and if you are unlucky like me Ann Jiret miyad


Subject: are you a turk
From: Mojgan
 

They asked a turk...are you Turk ..he said why ? do you want me to make a entence..?


Subject: Lampe Mahtabi
From: Parviz from Swedwen
 

Torke mireh lampe mahtabi bekhareh yadesh mireh chi bege. Miporseh agha ye metr lamp dari?


Subject: RASHTIHA
From: SAEID,QATAR
 

RASHTIHA BAZY KALEMAT RO TO ZABONESHON TAGIR DADAN AZ JOMLE INKE:

BE MIGAN

AINEH MAN DARASH PEYDA

TOALET ANGOR

TAKHTEKHAB MAZANDARAN

SHISHEH MAN ONVARASH PEYDA

ZANBO PARVIZ

DAMPAII NAFAR BAR

 


Subject: Zelzeleh
From: Nadili (cologne,germany)
 

(bah lahjeyeh lati bekhoonid!!!) Yeh jahel beh doostesh zang mizanad v migeh: Dadash, fahmideh dishab zelzeleh oomad? oonyeki javab mideh areh! avali miporseh az ladio shenidy ya az televizioon? oonyeki migeh: hichkodom, sobh pooshodam dast kardam to jibeh shalvaram va didam keh 20 tomanim khoord shodeh!!!!


Subject: Arab
From: babak
 

there was an arab man who wanted to marry a very beutiful and rich girl where girls ' father didnt want to get her dughter a way. One day arab man went to her father to propose the girl. father said my girl wants her husband buy her a benz,arab said ' Arab kharid', father said she want an " airplane " Arab said: 'Arab kharid ' any way father saw that what ever he ask the arab man said 'Arab kharid' sudenly the father said " dokhtaram ye shohari mikhad keh Kiresh 7 metr basheh!" and arab man said: 'Arab nesfesh borid'.


Subject: Ghatell
From: Babak
 

ye rooz rashtieh miad khooneh ,mibineh zanesh ba ye mardi khabideh. asabani mishie mireh as khooneh biroon ,ke yekdafe doostesh ra mibine . doostesh miporseh chera narahati?? barash jarian ro migeh. doostesh migeh nazadi bokoshi?? -rashti migeh AO AO , mageh misheh har shab har shab too rasht adam kosht.


Subject: Ghebleh
From: Samitche, Alman
 

Torkeh mireseh be tehroun va mireh soragheh yeki va miporseh:" Agha bebakhshid, Ghebleh kodoum vareh?" Taraf ham migeh:"Oun vari!!". Baad Toorkeh migeh:"Khaily doureh?"


Subject: Qazvin
From: Samitche, Alman
 

Dar parkhayeh Qazvin neveshteand:" Khaheshmandim gol ha ra bechinid!" Dar mogheyeh khrouj ham neveshtand:"Khoshtan amad?"> Yeki az doustan ke dar Qazvin fogh-e license gerefteh boud, dar mogheyeh benzin zadan, diplomesh miofteh zamin, ye nimsaat matal mikoneh, doustash behesh migan:" Pas chikar mikoni?" Oun ham javab mideh ke:" Vallah daram fekr mikonam dola sham varesh daram ya az aval bekhounam!!".


Subject: bacheh
From: Babak
 

yeh rooz yeh ghazvini dasht bache khodesh ra mikard , keh yekdafeh bache faryad mizaneh , ghazvini yeh pass gardani misaneh be bache va migeh : khafeh sho pedar sag mageh ma bache naboodim??


Subject: ghazvini
From: Babak
 

yeh rooz ye ghazvini dasht ba zoor ye bache ro mikard va bache dasht faryad mizad, yek nafar mibineh va migeh baba jan in che karieh dari mikoni? ghazvini migeh hala ma dige ekhtiare bachamoonam nadarim???


Subject: ...Heyvan-e Ghavi...
From: Samitche, Alman
 

Be torkeh migan be nazar-e to ghavi tarin heyvan kodoumeh? Migeh Mourcheh!!!! Migan: Mourcheh?? Chetor?? Torkeh ham migeh: Akheh yek dafeh yek mourcheh didam oumadam begiramesh raft to sourakh-e piriz-e bargh, ye souzan bardashtam daresh biaram yak lagad-i zad part shodam oun sar-e otagh!!!!!!


Subject:
From: elly
 

Which durger has four legs, whiskers, and a tail?

 

A cat-durger! (durglar)


Subject: ... khordim
From: borzoo ,tehran
 

ye rooz az torke miporsan shoma chi shod tork shodin torke mige in ke migan emkanat nabood ya rafighe nabab hamash harfe rastesh ro bekhain ma kir khordim!!!


Subject: jende mahi
From: bi_adab
 

ye rooz ye torke mire labe darya ye pari daryayi mibine ke dare vasash kiss(BOOS) mifrese torke tajjob mikone mige: va man ordak mahi didam sag mahi didam vali zende( jende) mahi nadidam!!!!


Subject: keshavarz
From: pedram-p    Canada
 

Be ye turke migan ba "Keshavarz " jomle besaz, migeh : hey , cos kesha varzesh konid !


Subject: airplane
From: pedram-p canada
 

An American plane is flying somewhere over middle east when the left engine dies. The pilot radios for help; "hello, anyone out there? Can anyone hear me?'" An Iranian air traffic officer picks up and responds "Yes, Ve are here" The Pilot asks "Do you speak English?" The Iranian answers "Yes, Ve espeak ingilish. Vat's wrong?'" The pilot explains the problem with the left engine. The Iranian responds "Do not Vorry. Left engine dead use right engine to fely" The pilot uses the right engine and continues the flight.After a while the right engine dies. The pilot radios for help "hey, are you still there? the right engine is dead too. What should I do now?" The Iranian responds "Yes, Ve are here. Left engine dead? Right engine dead? Do not Vorry.    Repeat after me. Ashhado-an la elaha ellal-lah ...."


Subject: nemoneh
From: pedram-p  canada
 

Be Turke migan ba "NEMOONEH" Jomle besaz. Migeh: mohemtarin ozve badan, koon e mooneh..


Subject: kore
From: pedram-p canada
 

ye ruzi do ta bache poro mikhostan ke yek kore ro azyat konan, behesh yek rande midan hess kone, modati migzare va kure mige : boro baba in coso shera ro ki neveshteh. members.xoom.com/pishy/


Subject: baabaa
From: majid.z Tehran
 

ye baar ye pesar-bachchei bood ke har ki ro seda mikard, oon kas mimord masalan ye baar goft khaale,khaalash mord ... aakharin baar vaghti goft maamaan , maamaanesh ham mord .baabaash ke tarside bood ,az pesaresh khaast ke oono hichvaght seda nakone va bachche he ham ghabool kard. vaghti bozorg shod ye rooz baa khodesh goft :"baayd baabaa mo seda konam" vaghti goft "baabaa"‍ BAGHGHAALE SARE KOOCHASHOON MORD


Subject: RANDEH
From: Nader
 

Yek rooz ye doone RANDEH midan daste ye torke koor (blind). Torke dast mikeshe behesh mige: in K...e sher haro ki neveshte!!


Subject: SHEBAHAT
From: X-IRAN
 

SHABAHAT-E MAH VA SHORT CHEI???

 

HAR DOSHOON SHABA DAR MIAN.:)


Subject: Rashti & Hejleh
From: Arnold  Tehran
 

ye rooz ye Rashtie ezdevaaj mikone.vaghti maraaseme aroosi tamoom mishe , maadaresh behesh mige : "pesaram biaa boro too hejle baa aroos....." va daamaade rashti ham mire tarafe hejle. ba'ed az chand daghighe maadare miaad mibine pesaresh dame dare hejleh eestaade. azash miporse : "pesaram cheraa nemiri too hejle baa arous .." daamaade rashti mige :" YEKI AZ DOOSTAAM OOMAD , BEHESH TA'AROF KARDAM ; RAFTE TOO HEJLEH HANOOZ BIROON NAYOOMADE !!!"

va hanooz biroun nayoomade


Subject: about jok
From: toronto
 

ye roz be ye torke migan ba koshesh jomle besaz mige kafshe man kooshesh


Subject: mobail
From: A.parsa (Iran)
 

Be yek rashtee meegan esm zanet chie? Meege Mobile . az aan porsidan chera? goft : chon harvaght karash dashtam dar dastras nabood (No respanse to pageing).

 


Subject: malagheh
From: KC
 

yek ruzi yeh malaghehe mireseh be yek ghashoghe va miga agha ghashogharo didi


Subject: Smell
From: Ramona
 

Be ye Torke megan chera gardanet boo mideh, mige har gooz mideh mindaze gardane man


Subject: Smell
From: Ramona
 

Be ye Torke megan chera gardanet boo mideh, mige har ki gooz mideh mindaze gardane man


Subject: POP
From: KIDO
 

Migan ye rooz pop mariz mishe hame-ye doctor-ha mian balaye saresh va migan ke kAresh tamoome.

bad ye doctor motekhases miad mibinatesh va mire pishe cardinal-ha va mige pop faghat dar yek soorat zende mimooneh migan dar che soorati mige dar soorati ke sex dAshteh bAshe.

kholAse cardinal-ha hame nArAhat mishan va miran shor mikonan va gharar mishe be pop began.

kholAse miran pish pop va behesh jaryan ro migan. pop ye fekri mikone va mige yani hich rAhi nadAreh? hame migan na nadareh. pop mige bAshe vali 3 ta shart dAre: avalesh inke zani ke miad bAyad lAl bAshe. hAme migan cherA? mige vAse inke nare be kasi bege bA pop boode. hame khoshhAl mishan daste pop ro miboosan.bad mige dovom inke koor bAshe hame migan chera mige bArAye inke nabineh ke bA pop khAbideh. hame khoshhAl mishan daste pop ro miboosan. bAd hame miporsan khob sharte sevom chie? pop migeh sharte sevom ine ke sinehAsh bozorg bAshe. hame miporsan chera? mige akhe doost dAram!!!


Subject: saat
From: pedram-p canada
 

yeh rashtieh mireh khoneh mibineh zanesh yek saat dastesheh.miporseh to saat nadashti. saat ro as koja avordi?khanumesh migeh yek saat dadam ,yek saat gereftam.


Subject: Jomle besasid
From: Ramin, Germany
 

be torke migan "agha shoma ba 'Kushesh' je jomle besas". torke mige "shalvare man kushesh?". migan "na agha mansure ma as kushesh 'Kar kardan va fa'aliat kardan' ast. torke mige "Shalvare kare man kushesh?"!!


Subject: Viagra
From: Samitche, Dubai
 

Rashtieh mireh khouneh va be zanesh migeh "Khanoum jan, yek Viagra bedeh bokhorim!" Zanesh ham migeh:" Avalan ke oun gerouneh va dovom in ke maleh mehmouneh!!"


Subject: Asheerali
From: Houston
 

Yek rooz asheerali yeh dalleh(dabeh) por az asal kenar khiaboon gozashteh bood keh befrooshad vali royeh an neveshteh bood Berenj, Doostash porsid chera berenj! Asheerali dar javab goft: baryeh inkeh magassa jam nashan.


Subject: Rashti
From: Mehr,Canada
 

Ye rashti mirese be doostesh, behesh migeh ye zane xooshgel gereftam ishaala kooftetoon beshe


Subject: zarde turky
From: Mehr, Canada
 

(dar zabane turky sorry = range zard),Ye turke baa havapayma mosaferat mikarde, kenaresh ye amrikaee booye bad vel mideh, turke ba asabaaniat binisho migireh,amrikaieh negaahi mikoneh va migeh sorry, turkeh daad mizaneh pedarsag xaylee xoshboo choosideh, rangeshro ham migeh.


Subject: Parrots
From: Samitche, Dubai
 

This lady walks in the church and starts complaining to the prist that her 2 female parrots only know one sentence which is; "Hi guys, are you looking for party?", the prist gets oppset and tells the woman to bring her parrots to his 2 male parrots whom allways keep praying the whole time. So she does as the prist said, and as soon as the prist puts the two female parrots in the cage, they repeat the same sentence:" Hi guys, are you looking for party?&

Hamsafar
    
   
Save Password  / Forgot your password?
 

 

با سلام، آرشيو جوکی که ملاحظه می فرماييد به عنوان يکی از کاملترين آرشيوهای ج.ک فارسی متشکل از هزاران جوک است که در مجموع حدوداً معادل يک کتاب 200 صفحه ای پر از جوک می باشد! طبيعتاً احتمال وجود جوکهای خلاف ادب يا تکراری در چنين آرشيوی دور از ذهن نيست و با توجه به اينکه اکثر جوکها از طريق بازديدکنندگان سايت برای ما ارسال شده است، حتی خود ما هم همه آنها را نخوانده ايم، لذا: احتمال وجود جوکهای خلاف عرف يا بالای 18 سال در اين آشيو زياد است، لطفاً بدون حضور يک بزرگتر از اين صفحه استفاده نفرماييد.

توجه: با توجه به حجم بالای اين آرشيو، بارگذاری کامل آن با سرعتهای کم اينترنت حدود 10 دقيقه به طول می انجامد ولی در اين مدت می توانيد خواندن آنرا شروع کنيد. برای آگهی دادن در اين صفحه اينجا را کليک کنيد.

تركه با دوستش ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من يبوست دارم. دكتر براش يك نسخه مي نويسه بهش ميگه: اين قرصها بعد از هر وعده غذا ميخوري، اين شياف رو هم استعمال ميكني. تركه ميگه: يعني چي، يعني اينو هم بخورمش؟! دكتره ميگه: نه. يعني يه جوري به بدنت برسون ولي نه از دهنت. تركه ميگه: يعني چي، يعني از گوشم؟! دكتره ميگه: نه پدر من! يه جوري به بدنت برسون ولي نه از دهنت نه از گوشت. ميگه :پس چي، از دماغم؟! دكتره شاكي ميشه داد ميزنه: بابا بكن تو كونت!! تركه برميگرده به دوستش ميگه: اصغر بيا بريم، امروز آقاي دكتر عصبانيه!!!

 به يكی ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

 يه نفر فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!

 تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

 تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

دوتا الوات تهروني نشسته بودن با هم عرق ميخوردن.. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اگه من آبجيتو بِكونم، با هم فاميل ميشيم؟! اون يكي ميگه: نه داداش، تازه بي‌حساب ميشيم!!! 

تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم!!

به یه یارو گفتن فرق شرتهای قدیمی با شرتهای جدید چیه
گفت : قدیم باید شرت و میزدی کنار کون و میدیدی
حالا باید کون و بزنی کنار تا شرت و ببینی !
 

مرغه داشته از خيابون رد ميشده کاميون از روش رد ميشه
بلند ميشه پرو بال رو تکون ميده ميگه: آخيش به اين ميگن خروس
 

 يه نفر زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

 يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

یارو زنه يك روز كه شوهرش سركار بوده و پسر ده سالشون هم مدرسه، زنگ ميزنه به معشوقش كه تا خونه خاليه يك حالي بكنند. خلاصه مرده پا ميشه مياد و دو تايي مشغول كار خير ميشن، كه اين وسط پسره كلاسو دودر ميكنه و پا ميشه مياد خونه و با ديدن جريانات تو اتاق خواب، يواشكي ميره تو كمدِ اتاق بابا ننه قايم ميشه كه خوب "اكشن" رو از نزديك تماشا كنه! تو همين هير و وير، يهو آقاي خونه هم تصميم ميگيره كار رو دودر كنه (تو پرانتزِ بي‌ربط: اينطور كه پيش ميره، ظاهراً ماجرا تو خونة ابافراخ اتفاق ميافته!!)و پا ميشه مياد خونه. زنه هم دست و پاشو گم ميكنه و جناب معشوق رو ميتپونه تو كمد. بعد يك مدت،پسره از تو كمد ميگه:
- اينجا عجب تاريكه!
- آره.. خيلي تاريكه..
- من اينجا يك جفت دستكش دروازه‌باني دارم
- ... خوبه.. خوش به حالت!
- ميخريش؟
- نه مرسي، من دستكش لازم ندارم
- اوني كه اون بيرونه باباي منه!
- ااه.. خيلي خوب.. چند ميفروشي؟
- ده هزار تومن!
خلاصه مردك بدبخت هم از ترس كون ده هزار تومن اخ ميكنه و دستكش پسره رو ميخره. از قضاي روزگار هفتة بعد همين ماجرا تكرار ميشه و دوباره پدر وپسر تصميم به دودر كار و كلاس ميگيرن و باز جناب عاشق تو كمد گير ميكنه، و باز پسره بعد از يك مدت ميگه:
- اينجا عجب تاريكه!
- آره.. خيلي تاريكه..
- من اينجا يك توپ فوتبال دارم..
مرده كه تريپ هفتة پيش يادشه) آااي... لعنتي... چند؟
- بيست هزار تومن!
خلاصه باز مردك بدبخت، دست ميكنه تو جيبش و پول رو ميگذاره كف دست پسره. بعد يك هفته ازين ماجرا، يك روز باباهه به پسره ميگه: اون بساط فوتبالت رو بردار، بريم تو پارك بازي كنيم. پسره ميگه: بابايي من توپ و دستكشم رو فروخته‌م. بابايي(!) ميگه: ااِه؟ چند فروختيشون؟ پسره ميگه: دوتاشو 30 هزار تومن! باباهه خيلي ناراحت ميشه، ميگه: پسرجون تو نبايد هم كلاسياتو اينجور تيغ بزني. و خلاصه ازونجايي كه كاتوليك قهاري بوده، دست پسره رو ميگيره ميبره كليسا كه اعتراف كنه. خلاصه ميرن تو كليسا و باباهه پسره رو ميفرسته تو اتاقك اعتراف و درو از پشت ميبنده. بعد يك مدت، پسره ميگه: اينجا عجب تاريكه! ...يهو كشيشه از اونور داد ميزنه: اي ** ***!!.. باز شروع نكن!!!


تركه تو مدرسه 20 ميگره، تو كو... ش عروسي ميشه، تو عروسي دعوا ميشه، چاقو و چاقو كشي ميشه، كو... تركه پاره ميشه!


رشتيه تركه رو ميبينه، بهش ميگه: بيچاره آبروت رفت! تركه ميگه:‌چرا،‌ مگه چي‌ شده؟ رشتيه ميگه: خانمم ديشب تو جنده خونه ديده بودت!

كنفرانس بين المللي شناخت طبيعت انسان بوده، اول انگليسيه مياد ميگه: انسان قائم به ذاته و يك ساعت سخنراني فلسفي مي كنه. بعد هنديه مياد ميگه: روح انسان بر جسمش مستوليه و اون هم دو ساعت سخنراني ميكنه. نوبت تركه ميشه، مياد پشت ميكروفون، ميگه: اصولاً انسانها همه يا كونيند يا كس خل!! همه ملت سر وصداشون در مياد كه: يعني چي آقا؟ اين حرفا چيه تو كنفرانس تخصصي؟ تركه ميگه: صبر كنيد! من ثابت مي كنم! اشاره ميكنه به يه بابايي ميگه: براي مثال آقا شما بيا بالا. يارو ميره بالاي سن. تركه ميگه: قربان اگه به شما بيست ميليون دلار بدن كون ميدين؟! مرده ميگه: نه كه نميدم! تركه ميگه: خوب كس خلي ديگه!!!

 يه نفر پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

 يه نفر ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

 يه نفر ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه اونم راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ اونم پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

 يه نفر به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

 به يه نفر ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!

 يه نفر ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

از سرخ پوسته ميخوان اسماي بچه هاشو توضيح بده، ميگه: اين پسر اولمه، وقتي سرش با خانوم مشغول بوديم، يك عقاب طلايي تو آسمون رد شد، ما هم اسمشو گذاشتيم عقاب طلايي. اين هم پسر دوممه، وقتي من و خانم سرش مشغول بوديم يك خرگوش رو برفها سُرخورد و افتاد، ما هم اسمشو گذاشتيم خرگوشِ غلطان. پسر كوچيكش ميگه: باباجون، باباجون، من چي؟ سرخ پوسته اخم ميكنه، ميگه: تو خفه شو كاپوتِ سوراخ!!!


يه روز يه يارو ميره كتابخونه ميگه ببخشيد كتاب ترك دانا رو داريد
مسوول كتابخونه ميگه ببخشيد ما از اين كتاباي تخيلي نداريم  


تركه تو يه مسابقه نقاشي شركت ميكنه تو جهان اول ميشه، ميان يه هيئت از ايران ميفرستن ببينن چي كشيده. ميبينن يه مرد لخت كشيده كه يه ماسك رو دهنشه، يه شاخه گل دستشه و يه كاندوم هم رو كيرشه! ميرن از كارشناساي خارجي ميپرسن: بابا اين چه افتضاحيه؟ آخه شما چطور اينو برنده اعلام كردين؟! ميگن: اين پيام داره: اون ماسك يعني خودشو از آلودگي ها دور كرده، اون گل نشانه طبيعته، اون كاندوم هم نشانه مبارزه با بيماريهاي جنسيه. بعد ميرن پيش تركه ميگن: منظور شما از اين نقاشي چي بود؟ ميگه: والله ما فقط مي خواستيم بگيم كه كردن با كاندوم مثل بو كردن گل با ماسكه!!!


تركه ميره ميوه فروشي ميگه: آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه: آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت يه كيلو هم فلان بلال حبشي بدين!!!


آخوند تركه داشت روضه ميخوند: ظهر عاشورا حضرت عباس سوار ذوالجناح شد! يكي از پا منبر گفت: حاجي آبرومونو بردي، ذوالجناح اسب امام حسين بود! آخونده گفت: آخه مادر گهبه! تو هيچ وقت موتور داداشت رو ازش قرض نمي گيري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

 

 يه نفر تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! اونم از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

 آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به يه نفر ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. اونم ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

 يه نفر زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!

 يارو عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، يارو ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

 اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!

آرشيو جوک همسفر را در اينجا ببينيد.

 يه نفر با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!

 تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

دختره با باباش رفته بوده باغ وحش، اونجا دو تا ميمون رو ميبينن كه به كار خير مشغول بودن! دختره از باباش ميپرسه: باباجون، اينا دارن چي كار ميكنن؟! باباهه ميگه: هيچي عزيزم! دارن با هم بازي ميكنن! دختره ميگه: اِ اِ بابايي، اينا كه بازي بازي همديگه رو كردن!!!

 يه نفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

 تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!

 تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

 يه نفر خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

 يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

 تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

 يه نفر ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

 يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!

عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!

يه نفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. اونم ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

يه نفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!

 شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم!

 تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

 به يه نفر ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!

 تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!

 يه نفر تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!

 تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

 تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ تركه ميگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!

يه نفر ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

يه نفر 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

يه نفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ اونم ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

تركه اسم بچش رو ميگذاره ديويد كاپرفيلد! ازش مي پرسند: چرا اسمشو اينجوري گذاشتي؟! ميگه: آخه تخم سگ از دو تا كاندوم گذشته!!

تركه ميره داروخونه، ميگه: آقا يه كاندوم لارج بدين. يارو يكي براش مياره. تركه ميره بيرون بعد از يك مدت برمي گرده، ميگه: ببخشيد، بزرگترش رو ندارين؟ داروخونه چيه ميره يك سايز بزرگترش رو مياره. باز تركه ميره، بعد از ده دقيقه مياد، ميگه: ببخشيد ازين بزرگترش رو نداريد؟! باز يارو يكي بزرگترش رو بهش ميده. خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه و هي تركه بر مي گرده مي گه: بزرگترش رو نداريد؟! تا يارو داروخونه چيه شاكي ميشه، دنبال تركه ميره بيرون ببينه اين چيكار مي كنه. مي بينه داره كاندومه رو مي كشه سرش! با تعجب ميگه: بابا چرا اينو مي كشي سرت؟! تركه ميگه: آخه قراره من تو تئاتر نقش كير رستم رو بازي كنم!!!

يه زنبوره ميشينه رو دماغ ترکه..ترکه ميگه اااا هاچ بالاخره مادرتو پيدا کردي؟...بعد زنبوره نيشش ميزنه...ترکه ميگه هاچ مادرتو ******!!  

يه نفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

يه نفر كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند!

سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!

زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟

احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!

زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!

مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!

دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!

اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!

شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!

يه نفر تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!

بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!

معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!

سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!

وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

يه نفر مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!

روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!

يه نفر مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!

يه نفر سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!

ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!

يه نفر عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!

يك زنه از طبقه دوازدهم ميفته، طبقه نهم يكي ميگيردش، ميگه يه لب بده تا نجاتت بدم. زنه ميگه: نه! نمي خوام، ترجيح ميدم بميرم!
يارو هم ولش ميكنه . بعد ميرسه طبقه هفتم، يكي ديگه ميگيردش، ميگه: يه دور بده تا نجاتت بدم. زنه دوباره ميگه: نه، ولم كن مگه من جندم؟!
يارو هم ولش ميكنه. به طبقه پنجم كه مي رسه، يكي ديگه ميگيردش، بهش ميگه اگه ساك بزني نجاتت ميدم. بازم زنه ميگه نه، يارو هم ولش ميكنه.
مي رسه طبقه سوم، يك تركه ميگيردش، زنه با خودش ميگه اين دفعه اگه ولم كنه ديگه كارم تمومه. ميگه: هر چي بخواي بهت ميدم، لب ميدم، كون ميدم، ساك ميزنم! تو رو خدا منو نجات بده.
تركه هم هولش ميده ميگه: گمشو! زنيكه جــنــده!!

در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟

يه نفر نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!

يه نفر چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!

موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟

يه نفر خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

يه نفر مي‌رسه، مي‌خورنش.

لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!

آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!

باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!

به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!

غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !

اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!


عوضي گرفت
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچة چراغي مأمور بود؟
پسر گفت: چرا!؟
غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
موقع خواب
غضنفر چشماش رو بسته بود و روبروي آينه ايستاده بود. مي‏خواست ببينه موقع خواب چه شكلي مي‏شه.
 

 تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

102- تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

103- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!

104- تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

105- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!

106- تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

107- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

108- وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!

109- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

110- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

111- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!

112- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

113- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

114- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

115- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

116- تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

117- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

118- اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

سوختگي شديد
وقتي مريض رو به بيمارستان سوانح و سوختگي رسوندند، دكتر ديد بيمار سوخته، امّا تمام تنش زخمي هست. پرسيد: چي شده؟
غضنفر گفت: سوخته.
دكتر پرسيد: پس چرا زخمي شده؟
غضنفر گفت: آخه خاموشش كرديم.
دكتر پرسيد: با چي؟
غضنفر گفت: با بيل.
توي گواهي فوتش نوشتند ده درصد سوختگي نود در صد کوفتگي

سه تا فوتباليست
به غضنفر مي‏گن: سه تا فوتباليست نام ببر.
مي‏گه: علي دايي، كريم باقري، فرار مهدوي‏كيا

119- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

120- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

121- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!

122- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

123- تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!

124- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

موضوع سخنراني
- ما يه رئيس داريم كه بسيار مسلط هست. اون مي‏تونه يك ساعت در مورد يك موضوع صحبت كنه.
- اين كه چيزي نيست، ما يه رئيس داريم كه شيش ساعت سخنراني مي‏كنه، بدون اينكه موضوعي وجود داشته باشه. 

دو دو تا
معلم از شاگرد پرسيد: دو دو تا چند تا مي‏شه؟
شاگرد گفت: كجا؟

اشتباه
رئيس ساعتش را گم كرد و آبدارچي را متهم به دزدي كرد، اما بعد از دو روز ساعت را پيدا كرد و از آبدارچي عذرخواهي كرد.
آبدارچي گفت: اشكالي نداره! شما فكر مي‏كردين من دزد هستم، من هم فكر مي‏كردم شما شعور داريد،‌ حالا معلوم شد هر دومون اشتباه كرديم.

مسواك
پيرمرد هشتادساله رفت داخل دستشويي و نيم ساعت آنجا ماند، وقتي بيرون آمد زن هفتادو پنج‎ساله‏اش پرسيد:
- نيم ساعت توي دستشويي چي‏كار مي‎كردي؟
پيرمرد گفت: داشتم دندونامو مسواك مي‎زدم.
پيرزن پرسيد: چرا اينقدر طول كشيد؟
پيرمرد جواب داد: آخه دندون‏هاي تو رو هم مسواك زدم.

تنهايي
قاضي: تو به تنهايي اين همه پول دزديدي؟
دزد: آره، بد زمونه ‏اي شده، به هيچكس نمي‎شه اعتماد كرد.

125- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!

126- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!

127- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!

128- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!

129- از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!

130- يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!

131- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

132- تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!

133- تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!

134- تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!

135- قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!

136- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!

137- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

138- تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!

حرف
مادر گفت: پسرم، تو نبايد وسط حرف من بپري، بذار حرف من تموم بشه، بعد حرف بزن.
پسرگفت: اون موقع كه شما خوابيد.

مگس
مسافر به مدير رستوران گفت: اتاق من پر مگس هست.
مدير رستوران گفت: ناراحت نباشين! يك ساعت ديگه وقت ناهار كه شد همة مگس‏ها مي‏رن توي رستوران.

روي ديوار خانه
نويسنده‏اي با دوستش در شهر پاريس قدم مي‏زدند. روي ديوار يك خانه ديد نوشته شده كه «در اين محل فلان نويسنده در فلان سال به دنيا آمد و تا فلان سال زندگي كرد و با آثار درخشانش در جهان ادبيات درخشيد».
با ديدن اين جمله به دوستش گفت: تو فكر مي‎كني اگر من بميرم روي ديوار خانه‏ام چه مي‎نويسند؟
دوستش گفت: مي‎نويسند اين خانه اجاره داده مي‎شود.

آخرين ملاقات
- آخرين آرزوم اينه كه اول پسرم رو ببينم، بعد منو اعدام كنين.
دادستان گفت: اشكالي نداره، پسرت كجاست؟
- من هنوز ازدواج نكردم.

139- تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!

140- تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!

141- تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!

142- تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!

143- چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!

144- از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!

145- تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!

146- از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!

147- تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

148- تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!

149- تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

150- ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!

نحوة خبررساني
به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت:
- برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن.
گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت:
- هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو.
كسي جلو نيامد، گروهبان گفت:
- سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي.
نطق انتخاباتي
يك كانديداي انتخابات رياست‏ جمهوري آمريكا در نطق انتخاباتي ‏اش مي‏گفت:
- ما همه با هم برابريم، رنگ پوست معيار خوبي براي جدا كردن آدم‏ها نيست، همه مثل هم هستيم، چه سفيدهايي كه خوشگلند، چه سياه‏هاي بوگندو، چه زردپوست‏هاي كوتوله زردنبو، چه سرخ‏پوست‏هاي وحشي، هيچ كدام با هم فرق ندارند.
 
چرا دوست عزيز؟
مدير اداره معاونش رو احضار كرد و بهش گفت:
- آقاجان! اين چه نامه‏اي يه نوشتي؟ براي اين مرتيكة دزد نوشتي دوست عزيز؟ برو نامه رو عوض كن.
معاون گفت: به جاي دوست عزيز چي بنويسم؟
مدير گفت: همون كه واقعيت داره بنويس، مثلاً بنويس همكار عزيز.
 

جازه
يك پسر كوچولو نصفه شب داشت توي خيابون قدم مي‎زد. يكي بهش گفت: آقا پسر! چطوري تا اين وقت شب بيرون خونه هستي؟
پسره گفت: آخه من كه هنوز زن نگرفتم كه براي بيرون اومدن از خونه احتياج به اجازه گرفتن داشته باشم.

كفش
شوهر نصفه شب از خواب بيدار شد و صداي پاي دزد را شنيد. زنش را از خواب بيدار كرد و گفت: به نظرم توي اتاق پذيرايي يه دزد هست.
زن گفت: خاك برسرم! لابد مرتيكه لندهور داره با كفش روي فرش راه مي‎ره.

خطر
شاهين و شهين براي ازدواج به يك محضر رفتند، اما با خودشان شاهد نبرده بودند. محضردار گفت: چرا دوستاتون به عنوان شاهد نيومدن؟
شاهين گفت: بد زمونه ‏اي شده، رفقا آدمو در هنگام خطر تنها مي‏ذارن.

پيرزن
زن موهايش را كوتاه كرد و وقتي به خانه آمد، به شوهرش گفت:
- به من مي‏گفتي مثل پيرزن‏ها شدم، حالا بهتره؟
مرد گفت: آره عزيزم! حالا شدي مثل پيرمردها.

ماشين شيك
شمسي: عجب ماشين شيكي خريدي، لابد شوهرت شغلش ‏رو عوض كرده!؟
قمر: نه، من شوهرم رو عوض كردم.

گريم
اولي: قراره گريم كنم و نقش يك ديوانة رواني رو بازي كنم.
دومي: حالا گريم چه ضرورتي داره؟
 

قدرت تحمّل
وكيل يك تاجر ثروتمند با لباس مشكي به خانه او رفت و به زنش گفت: خانم! شوهرتون امروز صبح فوت كردن.
زن جيغي كشيد و
گريه ‏اي كرد و كمي بعد آرام‏تر شد.
وكيل گفت: ولي بايد بگم شوهرتون نمرده.
زن گفت: پس چرا مي‏گين مرده؟
وكيل گفت: آخه اون ورشكست شده و همه چيزش رو از دست داده، از من خواست يه جوري خبر رو به شما بدم كه بتونين تحمل كنين. 

صد هزار دلار
در مسابقة اسب‎دواني يك نفر صد هزار دلار روي اسب شمارة 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقاً برندة 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شمارة‌ 28 شرط‏بندي كردي؟
گفت: ديشب خواب ديدم كه دائماً جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد.
مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟
گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

سالاد
در يك رستوران فرانسوي يك سفيدپوست داشت سالاد مي‎خورد، يك سياه‏پوست آفريقايي وارد شد و سفارش جوجه داد و علاوه بر خود جوجه استخوان‏هايش را هم جويد. سفيدپوست با تمسخر به او گفت: در كشور شما سگ‎ها چه غذايي مي‎خورند؟
سياه‏پوست با خونسردي گفت: معمولاً سالاد.

فقط تو
سال اول: عزيزم! در تمام دنيا يكي به خوبي تو پيدا نمي‎شه.
سال سوم: عزيزم! بين يك ميليون زن يكي مثل تو پيدا نمي‎شه.
سال پنجم: عزيزم! بين هزار تا زن يكي مثل تو پيدا نمي‎شه.
سال هفتم: عزيزم! بين صد تا زن يكي مثل تو پيدا نمي‏شه.
و داستان ادامه دارد...
 

از صد سال قبل
ژنرال روس مشغول بازديد از سربازخانه بود. از يك سرباز پرسيد: وضع غذاتون چطوره؟
سرباز گفت: غذامون خوبه، ولي نون‏مون خيلي سفته، مثل سنگ مي‏مونه.
ژنرال گفت: يك سرباز هرگز شكايت نمي‏كنه، سربازان روس كه صد سال پيش دشمنان كشور رو شكست دادن از همين نون‏ها مي‎خوردن.
سرباز گفت: درسته قربان! ولي اون موقع نون‎ها هنوز تازه بود.

سكوت
دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم.
طرفدار
شاعري به دوستش گفت: فكر مي‎كنم به زودي طرفدارانم دو برابر مي‏شن.
دوستش گفت: جداً قصد داري زن بگيري؟
 
خلاء دردناك
منتقد ادبي از نويسنده پرسيد: شما از اصطلاح خلاء دردناك زياد استفاده مي‎كنيد، مگه ممكنه چيزي هم خالي باشه هم درد كنه؟
نويسنده گفت: عجيبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتيد؟

موفقيت
پدر گفت: آره، پسرم هفته پيش رفت، ولي فكر نمي‏كنم ديگه برگرده.
پرسيد: چرا؟ مگه چي شده؟
پدر گفت: آخه گفت: تا موفق نشم برنمي‏گردم.

قاب
مرد گفت: من تابلوهاي نقاشي بزرگ رو ترجيح مي‎دهم.
زن گفت: چه جالب! شما نقاش هستين؟
مرد گفت: نه، من قاب مي‎سازم.